السيد محمد حسين الطهراني

107

امام شناسى (فارسى)

به‌علت صورت علميّه حسنهء دائميّه است ؛ و آن همان اذعان قلبى آنان بعبوديّت است ؛ و مراد از ملكه ، همان رسوخ و عدم تغيير صورت علميّه در نفس است ؛ افضليت انبياء بواسطه اختيارى بودن افعال آنهاست و اين‌است موجب مزيّت و افضليّت آنها بر ساير افراد بشر ، چون ملكهء نفسانيّه و قوّهء علميّه آنها بسيار قوّى است ، به‌طورىكه پيوسته آنها به‌علم و اراده غير منفكّ از خود ، اختيار خيرات و طاعت را مىنمايند ، و الّا اگر فرض شود از آنها بدون علم و اختيار مرتبط به‌وجود آنان ، كار خوبى سر زند ، چون ساعتى كه كوك مىكنند و سپس بدون اختيار به‌حركت در مىآيد ، يا مانند كليدِ دَر كه بدون اختيار و اراده ، بلكه به‌علّت حركت دست ، در را باز مىكند ، براى آنان چه فضيلتى و شرافتى خواهد بود . و علاوه مىدانيم پيغمبران تلقّى وحى مىكنند ، و در تلقّى ، و نيز در تبليغ ، خطا نمىكنند ، اگر اين تلقّى و تبليغ مستند بقوّهء نفسانيّه و مَلَكهء موجوده در آنها نباشد ، و بدون اسبابى كه با وجود پيغمبران موجود و با واقعيّت و موجوديّت آنان توام باشد ، وقوع يابد ؛ لازمه‌اش آن‌است‌كه اين افعال بدون علم و ارادهء پيغمبر به‌وجود آيد ؛ و بنابراين كارهاى پيغمبر از اختيار خارج مىشود ، و اين منافات با آن دارد كه ما پيغمبر را چون ساير افراد بشر ، انسان مختار فرض كرده‌ايم . بنابراين تمام افعالى كه از آنها سرمىزند ، از گفتار و كردار ، و معجزاتى كه به‌دست آنان ظهور مىيابد در اثر علم و اختيار خود آنان بوده ، و مستند به‌ملكه و كيفيت و حالت قلبى آنان‌است ، كه آن نيز مستند به‌اذن خدا و حفظ فرشتگان است ، كه حالات قلبيّه و اختياريّه و صور علميّه و ملكهء نفسيّه آنان را در اين‌طريق نگاهدارى مىكنند . در اينجا بحث ما در پيرامون عصمت پيامبران پايان مىيابد ، و براى آنكه كيفيّت افاضه اين موهبت الهيّه كاملًا روشن گردد ، و فضيلت و شرافت آنان نسبت به‌ساير افراد نيز معيّن شود ، ناگزير براى توضيح مقامات و درجاتِ آنان كه در اين درس و در دروس سابقه بيان كرده‌ايم ؛ بايد كيفيّت خلقت و كيفيّت حصول ملكه عصمت در آنها مشخص گردد ، و اين نياز به چند بحث دارد : آفرينش عبارت است از ظهور ، نه تولّد و خروج بحث اوّل ، عالم خلقت أعمّ از موجودات مجردّه و ماديّهء ، ظهور نور وجود حضرت بارى تعالى شأنه هستند . و تمام ممكنات مظاهر و مَجالى آن ذات مقدّس مىباشند . بنابراين هر ممكن به اندازه سِعِهء ماهُوى و قابليّت خود